این روزهای سخت را انتظار میکشم

خداوندا تو از رگ گردنم نزدیکتر هستی

بغضهایم را دیدی؟

شادی شیرین اندک درون دلم را چطور؟...

تنها تو از روزگار ی که بر ما رفته با خبری...

به امید رهایی ام از این قفسهای فولادی درد...

 

 

 

 

من تمـــــام شــــــــعرهایم را



در وصــــــــف نیامدنت ســـــــــــــروده ام !



و اگر یــــــــــک روز ناگهـــــــــــان ناباورنه ســــــــر برسی

 


دســـــــــت خالی ,حیرت زده



از شاعر بودن استعفا خواهم داد!



نقــــــاش میشوم



تا ابدیت نقش پرواز را



بر میله های تمام قفس های دنیـــــــا



خواهـــــــم کشید