به مهربانی آقام امام رضا ع
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر میخوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمیدانم
نمیدانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمیدانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم روبهروی تو بلاتکلیف میماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا میزنم، دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم

در آن کرانه که دل با ستاره همزاد است
به من اجازه در اوج پر زدن داده است
سوال می کند از خود هنوز آهویی
که بین دام و نگاهت کدام صیاد است
دلم که دست خودم نیست این دل غمگین
همان دلی است که جامانده در گوهر شاد است
بدون فن غزل بی کنایه می گویم
دلم برای تو تنگ است شعر من ساده است...
سید حمیدرضا برقعی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:20 توسط عسل
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام