در عالم عشق، اولین دیدار
در خاطره چون “بهار” میماند
“تابستان” گرمی تمناهاست
“پاییز” به انتظار میماند
آن سوز که سردی “زمستان” است
مارا به فراق یار میماند
وز ما چو زمان عاشقی بگذشت
افسانه به یادگار میماند

 

 

اگر ماه بودم به هرجا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم
وگر سنگ بودم به هر جا که بودی
سر رهگذار تو جا می گرفتم
اگر ماه بودی به صد ناز شاید
شبی بر لب بام من می نشستی
وگر سنگ بودی به هرجا که بودم
مرا می شکستی، مرا می شکستی