خدایا منو به خاطر اینکه همیشه حاضر بودی برام و من غایب بودم ببخش

از اینکه همیشه و همه جا و همه وقت گوش بودی برای شنیدن حرفام

ولی من دنبال غیر تو بودم که بشنون منو

منو به خاطر بی وفایی هام ببخش

به خاطر ندیدنت ... نخواستنت

منو به خاطر رفتن هام ببخش

از اینکه چشامو رو حقیقت بزرگ تو بستم که جاودانه ای و دم به دم حضور داری

این من بودم که غیبت داشتم

برای پیدا کردن نور ....خورشید رو نادیده گرفتم و دنبال یه کرم شب تاب گشتم

به خاطر این قصور منو ببخش

درسته که بودن با بعضی ادمها بهم اعتماد به نفس میده

ولی بودن با تو منو تو موضع قدرت قرار میده

جاودانگی این حس رو خودت تضمین کن

خدایا شکرت

شکر که در خونه ت همیشه به روم بازه

و برای حرف زدن با خودت برام زمان تعیین نمیکنی

شرط و شروط نمیزاری

خط قرمز تعیین نمیکنی

رابطه با تو ... همه وقت ... همه جا ...همه جووره مجاز و خواستنیه

خدایا شکرت که هستی

خونه قلبم رو اب و جارو کردم و همه آت و آشغال ها رو دور ریختم

چون میدونم اب محبت تو با غیر تو یه جوی نمیره

حالا وقتشه

کرم نما و فرود ای که خانه خانه ی توست

...

خودت گفتی

انا عند المنکسره قلوب

که من نزد قلبهای شکسته حاضرم

شکسته قلب من جانا به عهد خود وفا کن

تو میدونی من بیدی نبودم که با شدید ترین بادها بلرزم

تو جنس ادمهاتو میدونی

میدونی تا بفهمن ذره ای دوسشون داریم تازه یاد این میفهمن که نباید باشن

به قول کتاب شازده کوچولو نسبت به کسی که

اهلیش میکنن وفادار نیستن

اما تو وفاداری ... همیشگی و جاودانه ای

و من متنفر از تمام فناپذیر ها

رفتنی باید امروز بره

اما تو بمون

سبز ...برقرار ...و استوار

دوستت دارم خدا