دلم از مهر تو آکنده هنوز...


گویند که از دل برود یار ٬ چو از دیده برفت
سالهاست که از دیده برفتی لیکن
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا٬ دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق ٬ قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما٬ همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق ٬ دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند ٬ عیان میبینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتش سرکش و سوزنده هنوز...
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 12:13 توسط عسل
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام