+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:26 توسط عسل
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به خاطرات بارانی من خوش اومدید لطفا از آرشیو سایت حتما دیدن کنید مایلم نظرتون رو بدونم واسه نظر دادن از کسانی نباشید که زیر پست اول نظر میزارن و نخونده میرن تازه نظرشون هم هیچ ربطی به اون پست نداره... ممنون میشم سبز باشید و برقرار
من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم تمام لرز و ترس من آن زمان است که به نسیمی خو کنم و دیگر نوازشش تکرار نشود!!!
خدایا وجودم پرستوی باران خورده ایست که تو را می جوید... مرا باغم عشق خویش آشنا کن
نیلوفرانه به آسمان چشم دوخته ام ای آفریننده ی گل و ابر آیا تشنگی مرا پایان می دهی؟؟